» الهی اَدای شکر ترا هیچ زبان نیست...

الهی اَدای شکر ترا هیچ زبان نیست...

گزیده ای از مناجات بی نظیر خواجه عبدالله انصاری


الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت

ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ نماز ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها،

ای مطلع برحقایق،

ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و زَلَّت و از تو عطا آید و رحمت (زَلَّت: لغزش).


الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی، نه کس بتو ماند و نه به کسی مانی، پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده بچیزی است که تو آنی.

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند

فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند


الهی اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.

الهی تا بتو آشنا شدم از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم نهان بودم پیدا شدم.

الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.

الهی دستم گیر که دست آویز ندارم، و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.


الهی ای دور نظر وای نیکو حضر و ای نیکو کار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سر گشته،ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرندهٔ هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده.


الهی کار آن دارد که با تو کاری دارد، یار آن دارد که چون تو یاری دارد، او که در هر دو جهان ترا دارد هرگز کی تو را بگذارد.

الهی یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر و جان.


الهی از نزدیک نشانت می دهند و بر تر از آنی و دورت پندارند و نزدیکتر از جانی موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاکرانی، ملکا تو آنی که خود گفتی و چنانکه گفتی آنی.


الهی دیگران مست شرابند و من مست ساقی، مستی ایشان فانی است و از من باقی.

مست تو ام از جُرعه و جام آزادم

مُرغ توام از دانه و دام آزادم

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی

ورنه من ازین هر دو مقام آزادم


الهی روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم، اکنون خود را میجویم و ترا می یابم.


الهی ای سزای کرم، ای نوازندهٔ عالم، نه با وصل تو اندوه است و نه با یاد تو غم.


الهی اَدای شکر ترا هیچ زبان نیست و دریای فضل ترا هیچ کران نیست و سِر حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست، هدایت کن بر من رهی که بهتر از آن نیست.

یارب ز ره راست نشانی خواهم

از بادهٔ آب و خاک جانی خواهم

از نعمت خود چو بهره مندم کردی

در شکر گزاریت زبانی خواهم


مناجات نامه

خواجه عبدالله انصاری



مشاهده ویدیوی کامل "مناجات نامه" در کانال یوتیوبم



نظرات
arrow ابراهیم
بسیار عالی دلنشین سپاس از زحمات شما
پاسخ ادمین
متشکرم ♥️
فرم ارسال نظر